P22
(۳۰مین بعد)
لانا:مامانی بهم نوشابه بده
+باشه
بهش دادم،داشت میخورد که همرو از لبش تا لباساش ریخت
لانا:هیننن
خواستم حرف بزنم که
خدمتکار:وای،چیکار کردیی
دسته لانا رو گرفت از صندلی پایین آورد
شروع کرد با دستمال به پاک کردن میز و صندلی
یهو لانا گریش گرفت
-داری چه غلطی میکنییی
خدمتکار با ترس به جونگکوک نگاه کرد
لانا بدو بدو اومد پیشم
لانا:ببخشیددد
+اشکالی نداره عشقممم
لانا:دعوام نمیکنی؟
گونشو بوسیدم بغلش کردم
+چرا باید دعوات کنم عشقم؟آدما همشون اشتباه میکنن ولی یاد میگیرن دفعه بعدی موقع اشتباه چیکار کنم تا اشتباه رخ نده
لانا:اوهوم
دوباره گونشو محکمتر بوسیدم
+بریم ببرمت حموم و لباساتو عوض کنم
لانا:آخجون آب بازی
+جین وو توهم بیا
جین وو:باشه مامانی
دستاشونو گرفتم رفتیم بالا
ویو کوک
-این چه خدمتکاریه بچمو ناراحت کرد
آجوما:پسرم ببخش تازه وارده
لانا:مامانی بهم نوشابه بده
+باشه
بهش دادم،داشت میخورد که همرو از لبش تا لباساش ریخت
لانا:هیننن
خواستم حرف بزنم که
خدمتکار:وای،چیکار کردیی
دسته لانا رو گرفت از صندلی پایین آورد
شروع کرد با دستمال به پاک کردن میز و صندلی
یهو لانا گریش گرفت
-داری چه غلطی میکنییی
خدمتکار با ترس به جونگکوک نگاه کرد
لانا بدو بدو اومد پیشم
لانا:ببخشیددد
+اشکالی نداره عشقممم
لانا:دعوام نمیکنی؟
گونشو بوسیدم بغلش کردم
+چرا باید دعوات کنم عشقم؟آدما همشون اشتباه میکنن ولی یاد میگیرن دفعه بعدی موقع اشتباه چیکار کنم تا اشتباه رخ نده
لانا:اوهوم
دوباره گونشو محکمتر بوسیدم
+بریم ببرمت حموم و لباساتو عوض کنم
لانا:آخجون آب بازی
+جین وو توهم بیا
جین وو:باشه مامانی
دستاشونو گرفتم رفتیم بالا
ویو کوک
-این چه خدمتکاریه بچمو ناراحت کرد
آجوما:پسرم ببخش تازه وارده
- ۶.۱k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط